1320 را دارد)؛ منتخباتي از قديس اوگوستين با شرح‌؛ منتخباتي از ديونوسيوس اريوباغي (ترجمه‌ٴ لاتيني و شرح‌هاي جان اسكوتوس اريگنا (نهم ـ 2)، جان سارازين (دوازدهم ـ 2)، و توماس‌ گالوس رئيس صومعه‌ٴ وِرچلي‌1؛ شرح بر كتاب مقدس‌؛ شرح بر منطق و طبيعيات ارسطو؛ رساله‌ درباب امور دنيوي‌، كه (برخلاف دانته‌) نتيجه مي‌گيرد، جهانشاهي نامناسب است‌؛ درباب فقر مسيحايي‌، كه بحث داغ محافل فرانسيسي بود. رساله‌ٴ شكل ثانوي از آثار فرانسوا و هم‌چنين دُنْـس‌ اسكوت اقتباس شده است‌.
فرانسوا دو ميرون كه سخت تحت تأثير افلاطون‌، اوگوستين و ديونوسيوس اريوباغي‌،2 هم‌چنين دُنْـس اسكوت قرار داشت‌. در بخشيدن برخي ويژگي‌ها به فلسفه‌ٴ اسكوت سهيم بود. اين مبالغه است كه برخي (مانند دوهِـم‌) او را ((موجد واقعي آنچه به‌غلط آيين اسكوت نام گرفته‌)) دانسته‌اند، ولي بي‌شك او را در اين گناه بايد سهيم دانست كه تعدادي جزئيات غيرلازم را وارد مابعدالطبيعه و كلام مسيحي ساخت‌. محبوبيت نارواي بسياري از آثارش اين نفوذ ناسالم او را افزايش داد. از لحاظ او، خوش‌بختانه موشكافي‌هايش داراي چنان ماهيت معصومانه‌اي بود كه‌ مدافعان درست‌ديني به آنها وقعي نمي‌نهادند، مگر شايد در يك مورد كه او پرسيده بود آيا خدا علّت گناه نيست (در شرح كتاب دوم عبارات‌)؟ او هم‌چنين در مطلب زير به بحث پرداخت‌: ((هنگام قرار گرفتن جسم مسيح در رحم مادرش‌، آيا اين جسم يكباره و تماماً قرار گرفت‌، يا به‌ تدريج در آن تشكيل شد)).
درمورد موضوعات علمي‌، فرانسوا به بحث در مباحثي از قبيل كثرت جهان‌ها و گردش‌ زمين پرداخت‌. درمورد مسئله‌ٴ اخير او نظريه‌ٴ ناشناسي را ذكر مي‌كند كه براساس آن مناسب‌تر است بگوييم زمين مي‌چرخد تا افلاك‌، ولي بر آن تأكيد نمي‌كند.3 فرانسوا هم‌چنين اين‌ موضوع را كه از پول نبايد پول زاييده شود و دريافت بهره‌ٴ پول گناه است‌، مورد سوٴال قرار مي‌دهد.


1. از اين توماس گالوس يا وِرچلي (در پيدمونت‌) در ج 2 بحث نشده‌. او پيش از رسيدن به معاونت و رياست صومعه‌ٴ ورچلي‌، در صومعه سن ويكتور پاريس‌ تدريس مي‌كرد. تمايلات ديونوسيوسي هوگوي سن ويكتوري (سيزدهم ـ 1)، را تعقيب و تكميل كرد. در سال 1226 يا 1242 درگذشت‌.
2. بنابر روايات مسيحي‌، وي نخستين اسقف آتن بود. گفته شده به دست پولس در سده‌ٴ نخست ميلادي به مسيحيت گرويد (اعمال رسولان‌؛ 17:34). بعدها نويسنده‌اي سوري ـ احتمالاً ساويرُس انطاكي ـ در سده‌ٴ پنجم ميلادي نوشته‌هايي را با مذاق عرفاني به نام او نوشت و در آنها آموزه‌هاي نوافلاطوني و مسيحي‌ را با يكديگر درآميخت‌. اين آثار تأثير ژرفي بر كلام مسيحي در سده‌هاي ميانه نهاد. ــ و.
3. در شرح مقاله‌ٴ دوم كتاب عبارات‌.
[ابوريحان بيروني قريب چهارصد سال پيش از او كمابيش مسئله را به همين صورت مطرح مي‌كند و براي برائت خود مي‌گويد: ((نظري كه اثبات آن آسان‌ نيست‌)). ــ م‌].